کسب و کار های خانوادگی، بودن یا نبودن

چندی پیش نیز با یکی از دوستانم که در حوزه مشاوره فعالیت داشت، گپ می زدیم وقتی که بیان کردم در حوزه کسب و کارهای خانوادگی کار می کنم از من پرسید که نظرت در مورد این کسب و کارها چیست؟ آیا در فکر توسعه آن ها هستی؟ آیا این یک ساختار بیمار نیست و نباید آن ها را به سمت ساختارهای هیات مدیره ای برد؟ گفتم در این موارد من چند دیدگاه دارم: ۱- من به این نوع ساختارها به عنوان تاکید و توصیه نگاه نمی کنم بلکه نگاهم این است که ساختارها به طور طبیعی در فضای کسب و کارها هستند و ما باید به عنوان مشاور آن ها را شناخته و البته درک کنیم و همراهشان باشیم تا به اهدافشان برسند ۲- این ساختارها در کسب و کار همیشه یک انتخاب هستند و نمی توان در مورد آن یک قاعده را تجویز کرد. پیش از این ها ما یک انتخاب داریم که فردی کار کنیم یا با دیگرانی در کار شریک و در کنار هم باشیم؟ مگر نه که با دیگری بودن هم خوبی و بدی دارد و مورد به مورد باید تحلیل شود، خانوادگی بودن هم محاسن و معایبی دارد و نمی توان با تکیه بر معایبش آن را رد کرد حال آنکه محاسنی دارد که گهگاه بی نظیر است ۳- همان گونه که در یک پست خودم هم عرض کردم اگر یک کسب و کار خانوادگی در تصمیم گیری دچار اشکال است احتمالا این یک اشکال در تصمیم گیری های مشترک او است و در خانواده و بین او و همسرش و او و پدر و مادرش هم همین رودربایستی ها و عدم تعریف حوزه تصمیمات و … مطرح است و این یک مهارت است که باید کسب گردد